ابن فضّال روایت کند:نزد ام حمیده رفتم تا او را به رحلت امام تعزیت دهم.گریست و من از گریه ی او به گریه درآمدم. پس گفت: اگر ابوعبدالله را هنگام مرگ می دیدی چیزی شگفت مشاهدت می کردی. چشم خود را گشود و گفت: هر کس را با من خویشاوندی دارد گرد‌ آورید. همه را گرد آوردیم. بدانها نگریست وفرمود : (ثواب الاعمال،ص 205؛بحار،ج47،ص2)

شفاعت ما به کسی نمی رسد که نماز را سبک بدارد

کلینی به روایت خود از امام موسی بن جعفر روایت کند:من پدرم را در دو جامه ی شطوی (دهی در مصر که درآن چنان پارچه را می بافتند) کفن کردم که آن دو،جامه ی احرام او بود و در جامه ای از جامه هایش و عمامه ای که از علی بن
الحسین بود برای آنکه آن را به چهل دینار خریده بود. (اصول کافی،ج1،ص476)

یکی از اصحاب آن حضرت گفته است:بر او درآمدم موسی بن جعفر پیش روی او نشسته بود و او وی را وصیت می کرد.آنچه از آن وصیت به یاد دارم این است:پسرکم وصیت مرا بپذیر و گفتارم را به خاطر سپار.اگر آن را به خاطر سپاری خوشبخت زندگی خواهی کرد و ستوده خواهی مرد.

پسرکم!آنکه بدانچه خدا بدو داده قناعت کند بی نیاز بود،و آنکه دیده به مال دیگری دوزد مستمند می میرد.آنکه بدانچه خدای عزّوجل بدو داده خرسند نباشد خدا را در قضای او متهم کرده است.آنکه گناه خود را خرد داند گناه جزء خود را بزرگ شماردو آنکه گناه دیگری را خرد به حساب آرد،گناه خود را بزرگ انگارد.آنکه پرده از عیب دیگری برگیرد،عیبهای درون خانه اش آشکار شود.آنکه شمشیر ستم کشد،بدان کشته شود.آنکه برای برادر خود چاهی کند،خود در آن بیفتد.

آنکه با سفیهان بیامیزد حقیر شود و آنکه با علما نشیند وقار یابد.آنکه در جای های بد درآید متهم شود.پسرکم حق را بگو!به سودت باشد یا به زیانت.از سخن چینی بپرهیز که آن کینه را در دلهای مردم می کارد.پسرکم!اگر جستجوی بخشش می کنی به معدنهای آن روی آور. (حلیة الاولیاء،ج3،ص195؛صفة
الصفوة،ج2،ص170)