فراموشم شده
××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر ارزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود...
ملا صدرا
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
خداوندا چقدر انسان ها را پر دغدغه آفریدی…
همان طور که خودت گفتی ما جهت آزمایش آفریده شده ایم وبا آرزو های بسیار و خیالات زشت وزیبا....
راستی اگر از پس امتحانات تو بر نیاییم چی؟!!
چه می شود؟!!
تو ظرفیت بنده های خود را بهتر می دانی مگر اینطور نیست؟!!پس با آنها به قدر ظرفیتشان رفتار کن وآنها را آزمایش کن....نکند امتحانی کنی که ما در آن شرمسار شویم و......
خداوندا تو مهربانی و ما را دوست می داری آنقدر که با گریه و زاری ما جهت آمرزش می گویی:
"یا ملائکتی قد استحییت من عبدی و لیس له غیری فقد غفرت له"
دعوتش را اجابت کردم و امیدش بر آوردم که از بسیاری دعا و زاری بنده شرم دارم......
چه قدر می توانی خوب باشی که ما اشتباه می کنیم و تو شرمنده میشوی......
با این وجود نمی دانیم که دوست داشتن تو چقدر بیشتر از دوستی ماست....!!
ساعت شنی زندگی ما به سرعت در حال سپری شدن است بدون اینکه کمتر اعتنایی به ذرات ریخته شده آن داشته باشیم,گویی برای همیشه در رودخانه ی پر تلاطم زندگی می مانیم.....
دیگر بس است باید نگاهی هم به پشت سرمان بیاندازیم , نگاهی به جاده ی طی شده ی زندگی که پر رد پا های نرم و خشن است .....
راستی چرا؟ چرا با اینکه می توانیم به آن نگاهی بیاندازیم از آن روی بر می گردانیم؟ روی بر می گردانیم چون شرمنده و گاهی هم نادم می شویم؟!!....البته نادم که خوب است گاهی بی اعتنا می شویم و بدی خود را برای خود توجیح می کنیم.......
در آخر از تو می خواهم ,می خواهم که ما را در بهترین جاده ی خاکی با کمترین پیچ و تاب هدایتمان کنی تا به مقصودی که تو می خواهی ما را برسانی....
×××××××××××××××××××××××××××××
مي دوني ...
مي دوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟
جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جاباهاتم
.تو تنها نيستي تو کوله بارت عشق مي ذارم که بگذري قلب مي ذارم که جا بدي
اشک مي دم که همراهيت کنه و مرگ که بدوني بر مي گردي پيشم...
××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××